تبليغاتX
هدیه تولد مامانی

هدیه تولد مامانی

عکس ها و خاطرات کودکم

 

سلام

تعطیلات آخر هفته به ما خیلی خوش گذشت . رفته بودیم رشت خونه پدر بزرگ و مامان جون که از دیدن همه خیلی مسرور شدیم

بابایی هم مرخصی گرفتن تا بیشتر اونجا بمونیم . دلم برای خانواده ام خیلی تنگ شده بود . درنتیجه روز اول ماه رمضون اونجا بودیم .

گرچه از روزه گرفتن معاف بودیم .

شانی هم حسابی خوش گذروند حالا بماند که چقدر شیطنت کرد


اینم عکسای عسلم  :

پسرم داره بزرگ میشه .. میبینین !

وقتی با مامی  قهر میشه یا میره تو اتاقش و یا  اینکه:

بله میره تو سبد اسباب بازیهاش و اونجا گریه میکنه تا دلم جیز بشه

دیشب با بابایی رفتن ددر و نتیجه این ددر رفتنشون خرید یک عدد دوچرخه قرمز برای شانی بود . که خرید این دوچرخه خودش ماجراها داره:

راستش چند وقتی بود که شایان لوگوهاشو رو هم می چید و میذاشتش روی لوگوی چرخ دارش و بعد با یه طناب که بهش وصل بود مثل ماشین تو خونه دنبال خودش میکشوند . من و بابا فکر کردیم و نتیجه گرفتیم که حتما شایان دلش میخواد که کامیون یا یه ماشین بزرگی که بتونه تو خونه دنبال خودش بکشه داشته باشه . این شد که تصمیم گرفتیم براش کامیون بخریم و بابایی و شانی با هم یه روز رفتن ددر و کامیون خریدن!

فکر میکنین شایان با کامیونه چه کرد . قسمت بارشو میداد عقب و میرفت روش مینشست و قام قام و بیب بیب میکرد .

من و بابا ناچارا دوباره نشستیم و فکر کردیم که حتمی شایان دلش دوچرخه میخواد

که داره رو کامیونه میشینه و قام قام میکنه .

این شد که پدر و پسر با هم رفتن و براش دوچرخه خریدن . شایان هم دوچرخش و بیشتر از ماشین شارژیش دوست داره . شاید به خاطر اینه که جدیده


 

روش ابتکاری شایان برای گرفتن وسایل مورد نظرش از تو

ویترین کمدش :

صندلی بادیشو میذاره مابین تخت و کمدش.. طوری که مطمئن

 بشه تکون نمیخوره . بعد به کمک همون صندلی از میز

 بالا میره و بقیه ماجرا رو خودتون میبینین :

 

 


عکس هایی هم از شایان  تو خونه بابابزرگ:

نقاشی کشیدن تو روزنامه بابابزرگ

دقایق اول:

دقایق آخر!!!

 

داره کتاب میخونه که مطمئنا کتاب و از  تو جانماز مامان جون

کش رفته :

ناقلا مچتو گرفتم ولی به مامان جون نمیگم:

 

خیلی مامان جونشو دوست داره .. ببینین داره چطور

گرد گیری میکنه:

مانین ها یا ماشی های شانی:

خاله بهار خوابه و شایان حوصلش سر رفته :

فضولچه میخواد ببینه بابائیش داره چی گوش میده:

 

شانی و زیور آلات خاله و دمپایی مامان جون

آب بازی چند دقیقه ای .. خیلی دلش خواست

چه کیفی میکنه !!

باشه بازم نمیگم به خاله که گوشیشو برداشتی:

 

و این هم شایان چهار  ماهه من که عکسشو  گذاشتم

 تو مسابقه عکس نی نی ها در مامی سایت

با موضوع انگشت خوردن نی نی ها !

 

نوشته شده در دوم شهریور 1388ساعت 13:30 توسط مامان حوریه| |
Lilypie