تبليغاتX
هدیه تولد مامانی

هدیه تولد مامانی

عکس ها و خاطرات کودکم

عزیزم  .. بهترینم .. قشنگترینم .. ۱۸ ماهگیت مبارک

با این اوضاع قاراشمیشی که پیش اومده امکان گذاشتن هیچ عکس جدیدی  وجود نداره .


فقط برات مینویسم

یه مدتیه که خیلی گل پسر شدی !

مامان و اذیت نمیکی . جیغ نمیکشی . وای اگه بگم .. تو کارای خونه به مامان کمک  میکنی . الهی قربونت برم من که اینقدر ماهی . وقتی برات سفره میچینم غذا تو که خوردی خودت زودتر از من شروع میکنی به جمع کردن سفره .

سطل اشغال تو  اتاق و میبری  تو سطل بزرگ خالی میکنی . لیوان آب و خودت میگیری دستت و با چنگال خیلی قشنگ غذا میخوری . صبح با برس موهاتو شونه میکنی . لباساتو میشناسی . وقتی میگم شانی برو بلوزتو بیار .. میری بلوزتو میاری . بگم برو شورتتو بیار اون و میاری .

وقتی میگم شایان میگی جن یعنی جان!!!

میونه ات  با بچه ها هم خیلی  بهتر شد . مخصوصا با پویا و نیما پسر  عمه هات که خیلی دوستشون داری .  این چند روز و هم حسابی باهاشون خوش گذروندی .

خلاصه عسلم خیلی گلی

امشب هم میریم خونه مامان جون . البته فردا برمیگردیم . مامان جون و پدر بزرگ دارن میرن مکه . وای که چقدر مامان جون خوشحاله . بوس برای مامان گلم


پریشب به مناسبت روز مادر شما و بابا برام کادو خریدین . بابا  میگه کادوی شما  انتخاب خودت بود . یه ادکلن خیلی خوشبو  ! قربون دستات برم که وقتی با  بابا اومدی خونه رو تختمون دراز کشیده بودم و درس میخوندم . بابایی گفت شایان برو بدش به مامانی . اومدی کنارم و دوتا دستاتو اوردی جلو و گفتی با . یه هدیه خیلی خیلی خیلی ارزشمند ! بعد از هدیه تولد بیست و چهار سالگیم که تو بودی این بهترین هدیه زندگیم بود . وقتی با دستای کوچولوی تپلیت کادو رو باز کردی ودادی بهم یه احساس خیلی قشنگی تمام وجودمو گرفته بود . احساس مادرانه .. یه مادر خوشبخت ..مادری که هیچ چیزی تو دنیا  به اندازه سلامت تو براش مهم نیست .

دست بابایی هم به خاطر کادوی قشنگش  درد نکنه

دوستت دارم شازده کوچولوی نازم

 

این عکس کومچولوئیته :) اینم با هزار زحمت آپلود شد

 

 

این وبلاگ به علت مشغله فراوان فکری تااطلاع ثانوی تعطیل میباشد

دوستتون دارم . به زودی به همتون سر میزنم

اگر دورم اگر نزدیک.. اگر ماهی اگر ماهم .. به دیدار تو میآیم !

نوشته شده در بیست و ششم خرداد 1388ساعت 13:2 توسط مامان حوریه| |
Lilypie