هدیه تولد مامانی
عکس ها و خاطرات کودکم
سلام ظهر قشنگ بهاریتون تو آخرای زمستون گرم بخیر و خوشی سال ۸۷ هم داره تموم میشه . وای که چه سال خوبی بود و چه زود گذشت . برای خانواده سه نفره ما امسال فوق العاده خوب بود . زندگی آروم و بدون تنش و سراسر عشق. زندگی با وجود شایان خیلی خیلی قشنگ تر از سالهای گذشته بود هر چند استرس همیشه همراهم بود . همکاری آقای همسر تو همه زمینه ها بهم ثابت کرد که من زیر سایه بهترین مرد دنیا هستم . البته بعد ازبابام چه روزای قشنگی داشتیم . مثلا یادمه به بهونه بازی باشایان با هم بازی میکردیم .. توپ بازی میکردیم . شایان ما رو نگاه میکرد و میخندید . ما به هم توپ پرت میکردیم در حالیکه پشت پارک بچه و صندلی بادی پناه گرفته بودیم . شایان هم توپا رو جمع میکرد و میداد به من . باباش فکر میکرد داره منو میزنه و خوشحال میشد . نمیدونست پسر مهربونم داره بهم توپ میده تا بابا رو بزنم بابا: امروز برای شایان سی دی کارتون آوردم . من در حالی که به سمت آشپزخونه میرفتم تا یه ظرف اجیل بیارم : پس بذار ببینیم . شایان هم مشغول بازی با اسباب بازی هاش یاد همه روزهای قشنگمون به خیر .بیشتر روزهای خوب داشتیم و روزهای بدمون اکثرا مریضی شایان بود و بعضی مواقع قهرهای من و آقای همسر که زود آشتی میشدیم امیدوارم سال ۸۸ تماما آشتی باشه و روزهای قشنگ . بهترین و بد ترین روزهای امسال : بد ترین روز که معلومه .. بیماری شایان و بستری شدنش تو بیمارستان .بعد هم آبله مرغان که برای هممون خیلی سخت بود بهترین روز هم راه افتادن شایان . هنوز هم از راه رفتنش کیفور میشم این چند روز: دندون هفتم شایان بالاخره همین امروز در اومد . آخرین دندونش سه ماه قبل در اومده بود . دیروز هم وقت آرایشگاه داشتم . به خانومه گفتم موهای شایان و کوتاه کنه . شایان هم در حالی که داشت با ام پی تری پلیر مامان آهنگ گوش میداد موهاش کوتاه شد . بعد زن زدم به بابایی که بیاد دنبال شایان . بابا اومد و با شایان رفتن خونه . من هم چند ساعتی کارم طول کشید . موهامو کوتاه و مش کردم . وقتی رسیدم خونه شایان خواب بود . بیدار که شد با اخم و تعجب بهم نگاه کرد . خودم خوب فهمیدم که میخواست بگه مامان موهات اصلا بهت نمیاد . یه بوکس بادی ایستاده داره که عکس روش بابی دلقکه هست . بهش میگم شاشا برو بابی و بزن . میره و یه مشت حواله بابی بیچاره میکنه آب - به به - ماما- بابا- نی نی - کاکا یعنی شکلات - ماهی - ماه - جیش - آقا - بده - نه و... کلمه هایی که شایان میتونه بگه . شایان کوچولو ۲۶ اسفند ۱۵ ماهش تموم میشه . وزنش تو ۱۵ ماهگی ۱۰ کیلو و ۲۰۰ گرم قدش ۷۸ سانتی متر تقویم ۸۸ شایان : عکس های شایان : دوستای گلم پیشاپیش عید نوروز رو به همتون تبریک میگم . امیدوارم روزهای قشنگی در پیش رو داشته باشین و سال جدید سال خوبی برای خودتون و خانوادتون باشه 
![]()
![]()
![]()
به قول خودش یاد اولین برف بازیمون افتادم . هنوزم وقتی عکساشو میبینم خندم میگیره . من و خانوادم یه طرف و آقای همسر طرف دیگه .. یک بازی نا جوانمردانه!! حالا حملهههههههههههه
چه گوله برفایی که تو صورتش نخورد . ![]()
![]()
![]()
![]()







![]()
![]()
![]()



