نه ماهگی ...
سلام سلام...
مامانی چند روزیه که سرش خیلی شلوغ شده واسه همینه که وقت نمیکنه بیاد آپ کنه . چرا سرش شلوغ شده؟؟؟![]()
آخه مامانی یه پسر شیطون بلا ( که من باشم
) داره . باور کنین من شیطون نیستم فقط فعالیتم زیاده . آخه دوست دارم چیزای جدید یاد بگیرم .
صبح که بیدار میشم تا شب اینکارا رو میکنم :
میرم تو آشپز خونه ظرفا رو میگیرم میکوبم زمین تق توق تق توق
خاک گلدون و خالی میکنم . کشوی لباسامو به هم میریزم . از تختم بالا میرم .![]()
سی دی ها رو از تو جای سی دی درمیارم و میکوبم زمین تا دیگه اجرا نشن . ![]()
دستامو میکنم تو ظرف غذام و بعد میمالم به فرش .![]()
رومیزی و از روی میز میکشم . ![]()
میرم زیر میز قائم میشم .![]()
مامانمو گاز میگیرم و موهاشو میکشم .![]()
وقتی داره خونه رو تمیز میکنه اونقدر گریه میکنم که بی خیال بشه و بیاد منو بغل کنه . ![]()
شبا صد بار بیدار میشم و گریه میکنم و می می میخوام ( البته این به خاطر در اومدن دندون دومیمه ) .![]()
دستمال کاغذی و تیکه تیکه میکنم .![]()
گوشی موبایل و تو دهنم میکنم . ![]()
مامانی که داره شیشه های میز عسلی و اجاق گاز و ... رو تمیز میکنه همون لحظه با انگشتای کثیفم میمالم به شیشه ها و تمیزیشونو تائید میکنم .![]()
.
.
.
حالا شما بگین مامانی وقت میکنه به جز من به کار دیگه ای برسه؟؟؟
نتیجه:
مامانی باید اجازه بده که من چیزای جدیدتری یاد بگیرم .![]()
......
مامان جون و باباجونم دارن از پیشمون میرن یه شهر دور ... رشت... مامانیم خیلی ناراحته
. من که اگه یه ساعت مامانیمو نبینم خیلی گریه میکنم![]()
![]()
نمیدونم این مامانی بیچاره چیکار میکنه . ![]()
باباییم هم داره یه سفر ده روزه میره چین . نمایشگاه کامپیوتر . خیلی دلم براش تنگ میشه .آخه من هیچ وقت ده روز از بابایی دور نبودم
. دو ماه قبل بابایی گفته بود چند ماه دیگه با هم میریم یا چین یا مالزی . ولی ما نمیتونیم همراه بابا بریم . آخه به خاطر نمایشگاه بلیطش خییییلی گرونتر شده . ۸۰۰ هزار تومن بیشتر!!!![]()
![]()
نتیجه:
من تا حالا نه رشت رفتم و نه چین . رشت و به زودی میرم ولی چین و حالا حالاها نه . ![]()

.......
تبریکی ها
اولش تولد نه ماهگی خودم که دو روز پیش بود . هورااااااااااااا![]()
![]()
![]()
تولد بابایی که ده روز پیش بود . هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
پست جدید باباجونی تو رشت . مدیر بانک استان گیلان . موفق باشی باباجون .هوراااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سالگرد ازدواج مامان و بابا که فرداست .هورااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نتیجه :
این ماه ماه خیلی خوبی بود.![]()
.........
واما خوراکی ها..![]()
مامانی برام سوپ های خوشمزه درست میکنه تا من نوش جان کنم و من هم سوپ مامان و خیلی دوست دارم . مامانم برای درست کردن سوپ از اینا استفاده میکنه :
برنج . مرغ . گوش . قارچ . ماهی . رشته سوپ . عدس . سیب زمینی . هویج . کدوسبز . پودر پسته . سبزی .
تو حریره هم پودر پسته میریزه که من خیلی دوست دارم .
از سرلاک و انگور خوشم نمیاد
. ولی خرما و زرده تخم مرغ و سیب و موز و بیسکوئیت و حریره و سوپ و ماست خیلی دوست دارم . ![]()
دیروز با مامانی و بابایی رفتیم شهروند . مامان برام ماهی دریا خرید آخه ماهی رودخونه و پرورشی جیوه داره که ضرر داره واسه ما نی نی ها . ولی ماهی دریایی نه .( دوست جون مامانی گفته ) .
من هر روز قطره میم ۲۵ قطره و یه روز در میون قطره آهن ایرانی ۲۰ قطره میخورم آخه قطره میم آهنش کمه . مامانی هم وقتی بهم قطره آهن میده اولش یه قطره خودش میخوره تا بدونه خیلی بدمزه ست و اگه من تف کردم بیرون دعوام نکنه . ![]()
نتیجه:
من نی نی بدغذایی نیستم
مامانیم فداکاره ![]()
..............
یه کار جدید یاد گرفتم
چند لحظه بدون کمک میتونم بایستم![]()
![]()
...........
چند روز پیش دوربین دیجیتالمون و کوبوندم زمین ... دیگه روشن نمیشه ... بابایی برد تعمیرش کنن میگن تعمیر نیشه بندازینش دور ![]()
نتیجه :
عکس جدید نداریم.![]()


.....
مامانیم میگه:
دوستای گلم اگه نتونستم تو این مدت به وبلاگتون سر بزنم معذرت میخوام .شایانی برای من وقت نمیذاره . بهتون سر میزنم![]()
![]()
