تبليغاتX
هدیه تولد مامانی

هدیه تولد مامانی

عکس ها و خاطرات کودکم

شایانی اصولا عادت نداره تو بغل بخوابه منظورم اینه که فقط وقتی می می میخوره تو بغلم خوابش میبره ... یا باید رو پا بخوابه یا تو نی نی لای لایش ... دیشب طبق معمول همه شبا سر ساعت نه و نیم وقت خواب شایانی بود و پسری شروع کرد به نق زدن ... بابایی شایانی و بغل کرد و برد توی اتاقش و سر کوچولوشو گذاشت روی شونه اش و شروع کرد به خوندن لالایی محبوب شایانی... لالا لالا ای تن تبدار ... یه ربع بعد شایانی برای چهارمین شب متوالی تو بغل بابایی مهربونش به خواب ناز رفته بود . بابایی دیشب بهم گفته بود که کلی ذوق میکنه وقتی شایان تو بغلش میخوابه ولی من فکر کنم احساس غرور میکنه که پسریش این همه عاشقشه یا اینکه یاد بچگیاش و بابای خدا بیامرزش میافته که مثل خودش خوب بود . خدا سایه این مرد پاک و این بابای خوب و رو سرمون نگه داره.

لالا لالا گل بادوم

لالا میگم بخواب آروم

اگه بالش برات سفته

بذار سر روی این زانوم

اگه جات سرده یا تنگه

به روی سینه ام جا هست

اگه من هم کم آوردم

دو تا دستای بابا هست

اینم عکسای شایان گلم :

خاله بهارجونم که دلت برام یه ذره شده اینجا هوا سرد بود مامانی سرم روسری گذاشته( اینو گفتم تا خیال بد نکنی من هنوزم آقا پسرم)

خاله مرجان جونم اینم شایان کچل خان ... هنر نمایی مامانمه

پیشی کوشولوی مامانی

دوستای خوبم که تو باغ زندگیمون گل میکارین ازتون یه دنیا ممنونم و دوستتون دارم

نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:20 توسط مامان حوریه| |
Lilypie