تبليغاتX
هدیه تولد مامانی

هدیه تولد مامانی

عکس ها و خاطرات کودکم

این هم اتاق شایانی که قبل تولدش برای ورودش آماده شده بود

گرچه شایان اصلا عروسکاشو دوست نداره

 

نوشته شده در سی ام بهمن 1386ساعت 16:51 توسط مامان حوریه| |
تو همیشه پسر خوبی بودی و مامانی رو توی ۹ ماه اذیت نکردی ...این دلواپسی های خودم بود که آزارم میداد بس که دکترت گفته بود احتمال زایمان زود رس هست من هم بعد  هفته۳۰ ام  هر روز منتظر اومدنت بودم ... باید میدونستم هر چی خواست خدا باشه همون پیش میاد ...آخر هفته ۲۹ رفتیم واسه سونو سه بعدی ... بعدش هر کی عکساتو دید گفت شبیه بابایی هستی درست مثل

بابایی تو تموم این مدت واقعا کمکم بود دستش درد نکنه خدا برامون حفظش کنه بابای خیلی خوبی داری شایان ...قدرشو باید بدونی...و اما تو پسر ماه من اونقدر خوب بودی که آخر هفته ۳۹ بدنیا اومدی درست روز تولد مامانی با عمل سزارین ...ساعت ۱:۴۵ دقیقه بعد از ظهر تو بیمارستان خاتم الانبیا با وزن ۳۱۱۰ و قد ۴۹ و شدی چراغ خونه ما

 

 

نوشته شده در سی ام بهمن 1386ساعت 14:46 توسط مامان حوریه| |
به نام نامی عشق

یه روز سبز بهاری بود که من به وجود تو نازنین پی بردم و چه روز قشنگی بود اونروز ... ۲۹ فروردین ۱۳۸۶ هیچ وقت از یادم نمیره ...

جواب بی بی چکم مثبت شده بود و من از شادی جیغ میکشیدم و گریه میکردم .

-خدایا چقدر تو مهربونی-چقدر دوستت دارم خدا

-خدایا شکرت

میخواستم بابایی رو سورپرایز کنم ... یه نامه نوشتم به این مضمون :

((سلام بابایی مواظب مامانی باش تا من سالم باشم )) و گذاشتمش تو یه پاکت و جواب آزمایشی که ظهر گرفته بودم گذاشتم توشو شب دادمش دست بابایی و گفتم  اینو یکی داده بدم به شما ...

وقتی متوجه شد خیلی گریه کرد هردومون خوشحال بودیم که داریم مامان و بابا میشیم

 

نوشته شده در سی ام بهمن 1386ساعت 14:16 توسط مامان حوریه| |
Lilypie