موضوع انشا: اولین عید خود را چگونه گذراندید؟
سلام . مامانی میگه امسال بهترین عید و داشتیم اخه تو نیم وجبی ( منظورش منم ) با ما بودی . من هم فکر میکنم بهم خوش گذشته باشه اگرچه تو سفر همش میخوابیدم . من و بابایی و مامانی روز 27 اسفنداز تهران به سمت شمال حرکت کردیم . من پسر خیلی خوبی بودم آخه اصلا تو راه مامانی و اذیت نکردم( البته اینو مامانی میگه) .شب خونه عمه عهدیه موندیم و صبح زود رفتیم خونه مامان دنیا . انگاری خیلی دلش برام تنگ شده بود . چیکار کنیم یکی یدونه نوه پسری از یکی یدونه گل پسرشیم دیگه . شب چهارشنبه سوری توی باغ قشنگ مامان دنیا یه آتیش درست کردیم به بلندی قد غول .

چون هوا سرد بود به من یه عالمه لباس گرم پوشوندن . من هم واسه اولین چهارشنبه سوری کلی تعجب کردم .

مامانی و بابایی از رو آتیش پریدن (البته وقتی تقریبا خاموش شده بود ) ولی من فقط نگاهشون میکردم و همچنان متعجب از کار همشون !!!
اینم چند تا عکس توی باغ مامان دنیا :

h

روز اول فقط دید و بازدید بود . کلی هم عیدی گرفتم . دوم و سوم فرزاد شهرو فریدونکنار بودیم . دریا مثل خودم آروم بود .
اینم من و باباییم که قراربود فقط من تو عکس باشم !!! (مامانی هیچ وقت عکاس خوبی نبود ولی عوضش بابایی جونم تو عکسه )

من و بابایی و مامانی و دایی مهدی و زندایی و فاطیما و خاله بهار و خاله الی قایق سواری کردیم که البته هم من و هم فاطیما گریه کردیم فکر میکنم فاطیما ترسیده بود !!! روز پنجم عید به همراه بابا بزرگم اینا راه افتادیم به سمت تهران و بعد یه روز استراحت تصمیم گرفتیم با باباجون اینا بریم اصفهان . سه روز اصهان موندیم و عالی قاپو و سی و سه پل و چهل ستون و پل خواجو رو هم دیدیم .
اینجا من روی یکی از ستون های چهل ستون نشستم :

اینجام عالی قاپو :

اینم کفش منه که مامانی از اصفهان برام خریده منم تواتاق هتل پام کردم خوشکله نه؟؟؟

بعد از اصفهان رفتیم کاشان توی راه شهر نطنز بود مامانی همیشه دوست داشت نطنز و ببینه . تو حیاط مسجد جامع نطنز یه درخت دو هزار ساله بود که من توی بغل بابایی زیر سایه اش استراحت کردم . اما کاشان ...باغ فین کاشان . تپه های سیلک. مسجد آقا بزرگ . خانه های قدیمی. همه رو دیدم البته توی خواب . همه این جاها من خواب بودم و یکی دو بار مامانی بیدارم کرد ولی من بازم چند دقیقه بعد میخوابیدم مثل اینجا...

اما اینجا ها بیدار موندم :
مسجد آقا بزرگ برای چند دقیقه

توی باغ فین فقط برای این که حال مامانمو بگیرم و مانتوشو کثیف کنم اه ...اه ...اه ...

و کنار حوض باغ فین ...آخه فکر کردم وقت آب بازیه

.دو تا پشه بد کاشانی توی هتل شب لپ منو گاز گرفتن و من گریه کردم . یه شب بیشتر کاشان نموندیم و راه افتادیم به سمت تهران .کلی هم گز و سوهان خریدیم . چند روزی هم که تهران بودیم بابایی مهربون من و مامان و میبرد ددر . رفتیم جشن نور افشانی پارک لاله. سیزده بدر پارک جمشیدیه . موزه حیات وحش دارآباد و ... خلاصه دست بابایی و باباجونم درد نکنه . امسال عید به همه ما خوش گذشت. امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه .بقیه عکسا باشه برای بعد .